كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

60

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

هاى داخلى اخير ، كشور آن‌قدر فقير و كم‌جمعيت شده است كه از جمعيت و ثروت براى نگهدارى آثار قديمى خبرى نيست . در فاصلهء هشت ساعت از جره ، شهر كازرون قرار دارد . بين اين دو آبادى كوهى قرار دارد ، كه يك بار اسد خان « 1 » در نزديكى اين كوه از كريم خان به سختى شكست خورد . روز بيست و هفتم فوريه از كوه بلندى گذشتيم و در طرف ديگر اين كوه ، در كنار يك رودخانه اتراق كرديم . در يمن اسم كوهها و رودها را همان اندازه مىشناسند ، كه اسم شهرها و ده‌ها را . در اين‌جا اسم اين كوه بلند و رودخانه‌اى را كه نسبتا پرآب بود نمىدانستند و آن را مسقان مىناميدند ، كه اسم يكى از آباديهاى اين حوالى است . از برفى كه ظرف همين روز كوههاى اطراف را پوشانيده بود ، پس از يك باران شديد ، چيزى ديده نمىشد . روز بيست و هفتم فوريه ، راه روى تپه‌هايى پوشيده از بادام وحشى و بلوط ، قرار داشت . در اين‌جا به خاطر باران و تگرگ شديد ، پيشروى طورى مشكل بود ، كه پس از سه ساعت و نيم و طى يك ميل و نيم آلمانى ، دوباره اتراق كرديم . بعد من به ده رمقان ، كه در نزديكى ما ، در بالاى يك كوه بلند قرار داشت ، رفتم . در اين‌جا خانه‌اى اجاره كردم ، تا براى بقيهء روز و شبى كه در پيش بود ، از هواى بد در امان باشم . هيزم خواستم و بعد از چند ارمنى خواهش كردم ، كه در استفاده از اين راحتى با من شريك بشوند ؛ اما كمى بعد عده‌اى زن و بچهء ارمنى هم آمدند . اين‌ها ، اول وقتى كه به آنها اجازه دادم ، كه كنار در بنشينند ، خوشحال بودند ، اما يك بار وقتى از خانه خارج شدم ، مردها جايشان را با

--> ( 1 ) . در تاريخ كريم خان زند شخص معروفى به اسم اسد خان نمىشناسيم . شايد يكى از خان‌هاى محلى باشد و فقط در منطقهء خود شهرتى داشته است و نيبور اسم او را از بوميها شنيده است .